دوشنبه ۱۴ ژوئن ۲۰۱۰

روایت خزعلی

فروزش حقیقت روشنگرشبهایتان

http://www.tahavolesabz.com/item/3512

روایت خزعلی از ۲۲ خرداد تهران؛ پیامی که به جهان مخابره شد
۲۳ خرداد ۱۳۸۹
تحول سبز: مهدی خزعلی در یادداشتی که در وب سایت خود آنرا منتشر کرد به شرح مشاهدات خود از خیابان های در سالگرد ۲۲ خرداد پرداخت.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
سالگرد ۲۲ خرداد، تهران چهره حکومت نظامی به خود گرفت، ۱۶ آذر را بسته بودند، ترافیک شدید بلوار کشاورز موجب شد که از پارک لاله تا تقاطع دکتر قریب و آزادی را پیاده بیایم، انصافاً گاردی های جمهوری اسلامی به مراتب پیشرفته تر و مجهز تر از کماندوهای شاه هستند، مثل آدم آهنی لباس می پوشند، تازه خودشان که درگیر نمی شوند، اول لباس شخصی ها به سبک شعبان بی مخ عربده می کشند و حمله می کنند و پشت سر آنها گارد، سواره یا پیاده حرکت می کند!
نمی دانم آن چهل و اندی میلیون نفر که برای تجدید بیعت به پای صندوق های رای آمدند اینقدر ترسناکند یا آن پنجاه میلیون نفر که در ۲۲ بهمن برای حمایت از آقایان به میدان آمدند خطرناکند؟! وگرنه طبق گزارش کیهان که برای جنبش سبز دیگر پنجاه نفر هم نمانده است ( رجوع شود به آخرین گزارش کیهان که اعلام کرد پنجاه نفر هم به دعوت جنبش سبز پاسخ ندادند) نمی دانم رژیمی که به پنجاه میلیون مردم پا به رکاب فدایی مستظهر است چرا باید برای پنجاه نفر معاندِ ملحدِ محارب، آن هم از نوع ترسو و بی دین، این همه نیرو بسیج کند!
حکومت نظامی امروز تهران، پیامی به جهان مخابره کرد، آن پیام این بود: ” ملت علی رغم سرکوب مضاعف زنده است ” ، دیگر نیازی نیست که مخالفان به خیابان بیایند، حضور نیروهای سرکوبگر همان پیام را دارد! از نظر اینجانب حجم نیروهای ضد شورش صد برابر زمان شاه می باشد، شاه در آن زمان ۳۶ میلیون مخالف داشت، پیدا کنید پرتقال فروش را….
۲۲

شنبه ۱۲ ژوئن ۲۰۱۰

نامه نوریزادبه سیدحسن


فروزش حقیقت روشنگرشبهایتان
نوری زاد: رهبر از پشت به مردم خنجر زده است
نوشته شده در ژوئن 12, 2010 به وسیله‌ی kianooshasa
محمد نوری‌زاد، کارگردان در بند، با انتشار نامه‌ای سرگشاده به سیدحسن خمینی، به انتقاد از سخنان رهبر جمهوری اسلامی در مراسم سالگرد آیت الله خمینی پرداخت. نوری‌زاد در این نامه نوشته است:«سید عزیز، رفتاری که با تو بر سر مزار جدت امام خمینی(ره) صورت گرفت، تقاص بدیهی رفتار خود ماست با مردمان بی‌پناهمان…»

محمد نوری‌زاد، فیلم ساز زندانی، با انتشار نامه‌ای سرگشاده به «سیدحسن خمینی»، به اظهار نظر درباره این مساله پرداخته است. نوری‌زاد در این نامه نوشته است:«سید عزیز، رفتاری که با تو بر سر مزار جدت امام خمینی(ره) صورت گرفت، تقاص بدیهی رفتار خود ماست با مردمان بی‌پناهمان. ما به مردمی که از ظلم، از فساد، از پلیدی و تبعیض به تنگ‌آمده‌بودند، وعده دادیم که: اگر به نظام اسلامی ما، «آری» بگویید، ما افق‌های روشنی از آزادی و درستی و ایمان و عدل را به روی شما خواهیم گشود و کاستی‌های تاریخی شما را مرتفع خواهیم ساخت.»
نوری‌زاد در ادامه نامه خود آورده است: «اما، سید عزیز، معامله که انجام شد، دغل‌کاری‌های ما نیز شروع شد. و ما روز به روز و سال به سال، از موضوع آن قرارداد نورانی دور شدیم. مردم به‌خاطر وقوع جنگ، جنگ قدرت داخلی را تحمل کردند. اما جنگ که تمام شد، جنگ مسوولین با مردم شروع شد و این، کمال نامردمی بود. به‌نحوی که ما همان آزادی نیم‌بند زمان شاه را نیز از مردم خود سلب کردیم. با ایجاد چارچوب‌های خشک، مردم خود را به زحمت و نفرت انداختیم. گشایش‌های اجتماعی جایش را به سخت‌گیری‌های کودکانه‌ی ما داد. مردمی که باید از مدیریت ما به آن آرزوهای نورانی دست‌می‌یافتند، خودشان موضوع آوارهای روز به روز ما شدند.سید عزیز، قبول کن که ما در آن معامله‌ی بزرگ، «غش» کردیم. قبول کن که ما مردم خود را فریفتیم. به جای هزار فامیل، گستره‌ای از غارت‌های لجام‌گسیخته را در آغوش گرفتیم. به افشاگری‌های عباس پالیزدار نگاه کن و ببین چه مردان برجسته‌ای، از مردان ایمانی، تا مردان حکومتی، دست به غارت اموال زده‌اند. این‌ها تنها گوشه‌ای از غارت بزرگان ماست. به مجلس نگاه کن؛ که چگونه با استقلال و قانون شوخی می‌کنیم! به دستگاه قضایی بنگر؛ آیا این بود آن عدالت معهود که امروزه در این دستگاه، دست‌به‌دست می‌شود؟ به دولت بنگر. قرار ما با مردم این بود؟»

نوری‌زاد با اشاره به درگیری به وجود آمده در مراسم سال‌گرد در گذشت آیت‌الله خمینی، می افزاید:«به‌همین دلیل است که می‌گویم آن سیلی‌ای که دارودسته‌ی رییس‌جمهور زیر گوش تو زدند، بخشی از تقاص حقوق فراموش‌شده‌ی مردم بود.»

این کارگردان دربند سینما، همچنین با اشاره به سخنان آیت‌الله خامنه‌ای، می‌افزاید:«در آن روز نامبارک چهاردهم خرداد… رهبر ما نیز، نیک سخن نگفت. او با سخنان پدرانه‌ی خود باید آب بر آتش فتنه‌ی رئیس‌جمهور و دارودسته‌ی او می‌افشاند. اما سخنان رهبرمان، متاسفانه، آن آتش فتنه را شعله‌ورتر ساخت. او بار دیگر از طلحه و زبیر گفت و مستقیم و بدون تخفیف، خود را به جای علی(ع) نشاند. من در نامه‌ی اولم به رهبری، همین خطا را متذکر شده‌ام؛ که یعنی ما تنها زمانی می‌توانیم دیگران را طلحه و زبیر بدانیم و خود را علی، که رفتارمان، نعل‌بالنعل، علی‌گونه باشد. علی کجا با مردم خود چنین می‌کرد که ما می‌کنیم؟ علی کجا به مردم خود وعده می‌داد و از پشت به آنها خنجر می‌زد؟»

وی نوشته است:«رهبر ما اما به یک سخن طلایی امام(ره) نیز موکدا تاکید کرد. این‌که: میزان حال فعلی افراد است. و با همین سخن دیگران را به باد انتقاد گرفت. غافل از اینکه سخن امام، ظاهراً باید با خود ایشان هم مطابقت داشته‌باشد. رهبر ما، بیست‌ویکی‌دوسال است که بعد از کوچ امام عزیز، رهبری جامعه‌ی ما را به عهده دارند و متاسفانه، چندی‌ست که از سیره و راه امام فاصله گرفته‌اند و آن معامله با مردم را به‌کلی از یاد برده‌اند. امروز اغلب اطرافیان و بازوهای اجرایی امام، از وضع موجود و نحوه‌ی رهبری ایشان ناراضی هستند.

رهبری که باید درهمه‌حال، شان پدری خود را رعایت کند، مستقیم به جانبداری از فردی بی‌تعادل، پای به صحنه گذارده است. امام هرگز اجازه ندادند نهادهای تحت‌نظر رهبری، مثل شورای نگهبان و صداوسیما، به‌حمایت از کاندیدایی وارد عمل شوند. اما ایشان، دست همگانِ خود را در این حمایت آشکار گشودند. امام دست و پای سپاه و نظامیان را از ورود به کارهای سیاسی و اقتصادی جمع کرد، و ایشان، سپاه و بسیج را، هم در مسائل سیاسی و هم در ورود به معاملات کلان اقتصادی بازگذارد و شتاب آنان را نیز امضا فرمود. در زمان امام، دستگاه قضایی و قاضی مستقل بودند و امروز، آلت دست بزرگترها و بویژه مرعوب ماموران وزارت اطلاعات شده‌اند. در زمان امام، کجا یک رئیس‌جمهور ثروت مردم را غارت می‌کرد؟ امروز، اما میلیاردها پول گمشده، به شوخی گرفته‌می‌شود.»

وی با اشاره به اتفاقات رخ داده در سال‌های اخیر می‌گوید:«امروز، که حال فعلی ما و شما و رهبرمان است، رعایت اخلاق، و مسائل خصوصی مردم و حق و حقوق آنان، یک طنز سر گردنه است؛ حالا کرامت انسانی و خدا و پیغمبر و قرآن و دین خدا بماند! از نگاه امام، میزان رای مردم بود. امروزه اما میزان، اراده‌ی نیروهای انتظامی و ماموران امنیتی است. در تمام شئونات، از سیاست تا اقتصاد، تا مجلس و دولت و تا دستگاه قضایی، مردم آیا امروز در کجا حاکم‌اند؟ امام می‌فرمود مخالفین تا اسلحه به‌دست نگرفته‌اند، آزادند. حال فعلی امروز ما این‌گونه است که با حس و حالی معنادار، به آزادی مخالفین پوزخند می‌زنیم. در زمان امام، مجلس از استقلال برخوردار بود. تنوع نمایندگان تماشایی بود، تنوعی که دیگر تکرار نشد. امروز اما مجلس خفیف ما، حتی از پیگیری مصوبات خود عاجز است، تا بلکه بتواند به خواست‌ها و توپ و تشرهای رئیس‌جمهور، به اسم همراهی و مصلحت نظام، شکلی قانونی دهد.»

پنجشنبه ۱۰ ژوئن ۲۰۱۰

طبرزدی دردادگاه

فروزش حقیقت روشنگرشبهایتان
کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی : صبح امروز راس ساعت ۱۰ و ۳۰ دقیقه، جلسه دادگاه مهندس حشمت الله طبرزدی دبیر کل جبهه دمکراتیک ایران، در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران برگزار شد که در آن طبرزدی و وکلای مدافع او به دفاع پرداختند.

حشمت الله طبرزدی، تحت حفاظت ۴ مامور امنیتی و در حالی که با دو دستبند دستان او را بسته بودند، به این جلسه دادگاه وارد شد. علاوه بر قاضی پیرعباس رئیس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب، خانم نصرآبادی نماینده دادستان و نیز وکلای مدافع حشمت الله طبرزدی خانم ها نسرین ستوده و گیتی پورفاضل حضور داشتند.

به گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، در ابتدا، قاضی پیرعباس در مورد پرونده و زندانهای قبلی طبرزدی پرسید و پس از پاسخ وی و بررسی کوتاه سوابق زندان، اتهامات طبرزدی را توهین به رهبری، توهین به آیت الله خمینی، توهین به محمود احمدی نژاد، توهین به مقدسات، اقدام علیه امنیت ملی، اجتماع و تبانی وتخریب اموال عمومی عنوان کرد. از میان این اتهامات قرار شد اتهامات تخریب اموال عمومی، توهین به آیت الله خمینی و توهین به مقدسات از پرونده وی برداشته شوند.

طبرزدی در این جلسه از فعالیتهای خود دفاع کرد و وکلای مدافع او نیز پرونده را دارای نقص اساسی دانستند. در این پرونده او متهم به توهین به آیت اله خمینی شده اما هیچ گاه برای این اتهام تفهیم نشده است. همچنین به توهین به محمود احمدی نژاد متهم است در حالیکه که این مورد اتهامی در پرونده او ثبت نشده است.

مهمترین اعتراض وکلای مدافع طبرزدی این بود که یک قرار بازداشت دو ماهه در پرونده وجود دارد که تا تاریخ ۷ اسفندماه گذشته اعتبار داشت، در حالیکه دبیر کل جبهه دمکراتیک ایران به مدت ۵ ماه و بدون حکم قانونی در بازداشت به سر برده است. قاضی پیر عباس در این زمینه اظهار بی اطلاعی کرد و گفت دادستان تهران در این زمینه مسئول است.

در نهایت به دلیل ایراد وارد شده به پرونده، جلسه دادگاه به تعویق افتاد، اما پیرعباس اعلام تاریخ جدید را به بعد موکول کرد.

در حاشیه دادگاه:

در طول جلسه دادگاه نسرین ستوده وکیل مدافع حشمت الله طبرزدی چندین بار نسبت به شرایط زندان موکل خود و نیز وجود ابهاماتی در پرونده اعتراض کرد.

ماموران زندان در برابر مقاومت و اعتراض طبرزدی به زدن پابند، ناچار شدند بدون پابند او را با دادگاه ببرند و آن روز دیگر زندانیان زندان رجائی شهر کرج که به دادگاه می رفتند به همین دلیل پابند نداشتند که به دلیل استفاده روزانه از پابند ، این امر کم سابقه است.

فرزند طبرزدی و یکی از دوستان او که در سالن دادگاه بودند اجازه ملاقات با او را نیافتند و زمانی که برای احوالپرسی به طبرزدی نزدیک شدند از سوی ماموران همراه با آنها برخورد شد.

طبرزدی در فرصت کوتاهی به فرزند خود حسین گفت که در اندرزگاه سه زندان رجائی شهر است که فاقد هرگونه امکانات بهداشتی است و از سویی بیش از ظرفیت خود زندانی دارد.

چهارشنبه ۹ ژوئن ۲۰۱۰

حکایت هاشمی ازانتخاب رهبری

فروزش حقیقت روشنگرشبهایتان
روایت تاریخی هاشمی رفسنجانی از انتخاب علی خامنه ای به رهبری/حکایتی همچنان ناتمام و تأملات این روزهای ما!
نوشته شده در ژوئن 8, 2010 به وسیله‌ی kianooshasa
سه شنبه ، 16 خرداد 1368 ؛ ساعت 10/41 دقیقه ی صبح ؛ مکان بهشت زهرا :
پیکر آیت الله خمینی ، بر روی آمبولانسی قرار می گیرد و به سوی محل خاکسپاری به حرکت درمی آید. انبوه جمعیت ، جنازه را از روی آمبولانس به زیر می کشند و بر روی دستان خود می گیرند. کفنی که جنازه ی او به دور آن پیچیده شده است ، پاره می شود و مردم برای تبرک ، پاره هایی از کفن پیکر او را از یکدیگر می ربایند و بر سرو چشم می سایند.
این ، بخشی از روایت روزنامه ی کیهان آن روزها از حاشیه ی مراسم تدفین آیت الله خمینی است. گویا تا بازپس گیری جنازه ی او از دست سیل جمعیت و انتقال مجدد آن به داخل هلی کوپتر ، 20 دقیقه ای فاصله می افتد و این اتفاق تا ساعت 16/40 دقیقه که او را در زیر تلی از خاک مدفون می سازند، چند باری نیز تکرار می شود.
در شرایطی که جمعیت صورت بر کفن او می سایند و از خاک قبرش به تبرک مشتی برمی گیرند، مساله ی جانشینی آیت الله تازه درگذشته ، اندک اندک از ورای ضجه ها و بر سر و و سینه زدن آن جمعیت ، نمودار می شود. در شرایطی که هیات بازنگری قانون اساسی همچنان به کار خود ادامه می داد و پیش از برگزاری هرگونه رفراندومی بر سر مفاد آن ، ارزش و ضمانت قانونی نمی داشت، مجلس خبرگان برای تعیین جانشین خمینی ، تشکیل جلسه داد. خروجی آن جلسه ، نام سید علی خامنه ای را با خود داشت. انتخابی که در آن زمان نیز پرسش هایی را با خود به همراه داشت.

در حالیکه عباسعلی عمید زنجانی یکی از اعضای شورای بازنگری در مصاحبه با کیهان اعلام کرده بود که انتخاب خامنه ای بر اساس قانون اساسی کنونی است ، و در شرایطی که ناگهان مطبوعات و شخصیت های سیاسی از او با لفظ آیت الله یاد می کردند ؛ آیت الله اراکی که پس از درگذشت آیت الله خمینی به مقام مرجعیت رسیده بود، در پیامی خطاب به رهبر جدید جمهوری اسلامی، او را حجه الاسلام خطاب کرد. این موردی بود که پرسش خبرنگار کیهان از عمید زنجانی را نیز در پی داشت. پاسخ عمید به این پرسش که : « مگر در قانون اساسی کنونی شرایط مرجعیت برای رهبری قید نشده است؟ » ، پاسخ عجیبی داد : « به طور کلی قانون اساسی سه مرحله را برای تعیین رهبری پیش بینی کرده است. مرحله ی اول آن است که از میان مراجع ، ملت یک نفر را با اکثریت قاطع ، همانگونه که در مورد حضرت امام انجام شد، به رهبری انتخاب کنند و در این صورت مجلس خبرگان هیچ دخالتی در این مورد نخواهد کرد. اما در مواردی که چنین نباشد، مجلس خبرگان از میان افرادی که صلاحیت مرجعیت را دارند، یعنی مجتهد جامع الشرایط، عادل، شجاع ، مدیر، مدبر و آگاه به زمان، یک نفر را که برتر تشخیص می دهد، به عنوان رهبر انتخاب می کند و اگر این هم ممکن نشد، 3 یا 5 نفر از کسانی که صلاحیت مرجعیت دارند، به عنوان اعضای شورای رهبری انتخاب می شوند»

پاسخ عمید زنجانی از این جهت عجیب است که عملا هیچ ارتباطی با مکانیزم های منظور شده در قانون اساسی جمهوری اسلامی برای انتخاب رهبری ندارد. عمید زنجانی اصل 107 را مطرح می کند ، اما توجهی به اصل 109 نمی کند که شرایط یا صفات رهبر یا شورای رهبری را در دو بند معین کرده است : « 1- صلاحیت علمی و تقوایی لازم برای افتا و مرجعیت 2- بینش سیاسی و اجتماعی و قدرت مدیریت کافی برای رهبری » بنابراین توجه توامان به این دو اصل نشان می دهد که مراد از قید مرجعیت در اصل 107 ، همان شرایطی است که در اصل 109 آمده است. طاهری خرم آبادی بعنوان موافق و طراح پیش نویس این اصل در مجلس تدوین قانون اساسی در سال 1358 ، به صراحت به موضوع مرجعیت اشاره می کند: « در اینجا اینطور پیش بینی شده است که این رهبری که بوسیله ی خبرگان تعیین می شود یا این رهبرای که بوسیله ی خبرگان تعیین می شوند، اینها از افرادی که صلاحیت مرجعیت و افتا را دارند انتخاب می شوند »
اطلاق عنوان آیت الله به سید علی خامنه ای ، نخستین بار در بیانیه ی مجلس خبرگان در روز 14 خردا 1368 صورت پذیرفت. در حالیکه برای او تا روز پیش از آن در رسانه های مکتوب و خبرهای رادیو و تلویزیون از عنوان حجه الاسلام استفاده می شد، در بیانیه ی مجلس خبرگان به مناسبت انتخاب جانشین آیت الله خمینی ، نخستین بار عنوان حضرت آیت الله سید علی خامنه ای بکار رفت تا رهبر جدید جمهوری اسلامی با 60 رای موافق از مجموع 74 رای ، کار خود را آغاز کند.



اما فارغ از ابهام بر سر انطباق این انتخاب با قانون اساسی مصوب 1358 ، آنچه در همه ی این سالها محل بحث و نظر بوده است، نقش هاشمی رفسنجانی در این انتخاب است. نقشی که به ویژه در ماههای پس از انتخاب 22 خرداد 1388 ، معنادار و گزنده تر از پیش خود را می نمایاند. در اینکه رهبری سید علی خامنه ای بیش از هر چیزی مرهون تلاشهای رفسنجانی و سید احمد خمینی بوده است ، شکی نیست و گواه بر آن ، فیلمهایی است که از سخنرانی هاشمی در جلسه ی انتخاب رهبری به تازگی منتشر شده است. اما کمتر جایی به سخنان تفصیلی هاشمی پیرامون این انتخاب در نخستین نماز جمعه ی تهران پس از مرگ آیت الله خمینی اشاره شده است. دیدگاهها و دلایلی تامل برانگیز که بازخوانی اش در این روزها ، ضروری به نظر می رسد:

هاشمی: فوت حضرت امام با شرایط خاصی که ما در جامعه مان داشتیم که قائم مقام رهبری استعفا کرده بود و جانشین برای امام نبود و در قانون اساسی هم یک نقطه ضعفی وجود داشت که پیش بینی برای چنین مرحله ای نکرده بود، یک از مسائل مهم ما و از مشغولیت های ذهنی و نگرانی های ما در روزهایی که حضرت امام مریض بودند، مساله ی رهبری بود. از آن لحظه ای که ما فهمیدیم و مطلع شدیم که حضرت امام حالشان خطرناک است، تا آن لحظه ای که ایشان دیگر نمی توانستند کمکی به ما در مسائل جاری بکنند، چند روز بیشتر طول نکشید. فرصت هایی که ما کاری انجام بدهیم نبود. گرچه ایشان مقدمات کار را قبلا به گونه ای نامرئی فراهم و مساله ی رهبری را در مسیری هدایت کرده بودند، دستور اصلاح قانون اساسی را دادند و مقدمات مسائل دیگر را هم فراهم کرده بودند. من وقتی که حالت خطرناک ایشان را دیدم، یاد آن روزهایی افتادم که با ایشان مذاکره و مباحثه در مورد قائم مقام رهبری داشتیم و آن جلسه خیلی هیجان انگیز بود.
وقتی که دوستان اصرار می کردند که حالا صبر کنید، ایشان با چشمان نگرانی به حضار نگاه کردند و فرمودند من برای عمر خودم فرصت خیلی طولانی نمی بینم و وظیفه ی خودم می دانم که این مساله را حل کنم. من می دانم بعد از من چه پیش خواهد آمد . اگر این کار را انجام ندهم و نخواهید از من که وقتی پیش خدا می روم جوابی نداشته باشم که بدهم. آن موقع ما این مساله را جدی نگرفتیم. ولی خیلی طول نکشید که دیدیم ایشان برای خاموش شدن چراغ عمرشان چیزهایی را احساس کرده بودند. آن موقع برای ما خیلی سخت گذشت و خدا می داند که ما یک طرف چشممان به جماران دوخته شده بود و طرف دیگر چشممان به مسئولیت های سنگینی که در این جامعه داشتیم، برای کارها و برنامه های آینده ی کشور و خطراتی که دشمنان ما پیش بینی می کردند و مسائل دیگری که این جامعه با فقدان رهبری می تواند داشته باشد دوخته شده بود. در آن روز آخر، دیگر خطر برایمان جدی شده بود. دکترها امید می دادند . حاج احمدآقا به من فرمودند که به آنها بگویید که من بیشتر از اینها از حال امام خبر دارم ، چون شب و روز پیش با ایشان بوده ام و من حسابی نگرانم. شما به آقایان بازنگری قانون اساسی بگویید که این کار را زود تمام کنند که این کار در زمانی که امام امت در حیاتند تمام شود.



ما بعد از جمع شدن اعضای شورای بازنگری قانون اساسی، جلسه ای را در دفتر ریاست جمهوری تشکیل دادیم و تصمیم گرفتیم که همه ی کارهایمان را بگذاریم کنار و همه ما بمانیم و فقط افراد بتوانند با مرخصی به جایی بروند تا وقتی که این کار تمام شود. ساعت 14 این جلسه تمام شد و قرار شد اولین جلسه را ساعت 15/30 دقیقه تشکیل دهیم . در حالیکه آقایان در ساعت سه و نیم برای تشکیل جلسه جمع می شدند، از بیت امام تلفن کردند و به من گفتند سریعا بیایید ( به سران دو قوه نیز تلفن کرده بودند )
ما احساس کردیم مساله ی جدیدی است و به این خاطر به آنجا رفتیم ، به آخرین لحظات عمر طبیعی امام رسیدیم . من یادم است با حضور آقایان موسوی اردبیلی و موسوی نخست وزیر و مقام محترم رهبری به آنجا رسیده بودیم . ما سه نفر کنار تخت بودیم، فقط یک لحظه ایشان چشمشان را باز کردند و نگاهی به آسمان کردند. دیگر بعدش چیزی نبود که ما بتوانیم روی آن حساب کنیم . از آن لحظه به بعد دکترها تلاش کردند و با باتری قلب را و با تنفس مصنوعی ریه را بکار انداختند، اما گفتند این حالت 24 الی 48 ساعت می تواند دوام داشته باشد. در این موقع بایستی فکری برای اداره ی جامعه می کردیم. خیلی سخت بود که کنار تخت امام نباشیم، ولی چاره ای نبود. اهل حل و عقد مسائل در یکی از اتاق های بیمارستان برای تصمیم گیری در مورد کیفیت کار ، در مورد مرزها- چون جنگ هنوز تمام نشده است- مسائل امنیتی و مسائل اداره ی جامعه که در این روزها می دانستیم همه چیز تعطیل می شود، کیفیت حمل و نقل مردم، زندگی مردم و دیگر مسائل جمع شده بودیم و اولین تصمیمی که گرفتیم این بود که خبرگان را احضار کردیم . نبودن علمای بزرگ در شهرها در موقعی که این حادثه اتفاق می افتاد، مشکلاتی را برای مردم آن شهرها به وجود می آورد. به هر حال بارانداز روحی مردم این علما و ائمه ی جمعه و شخصیت هایندکه آنها بایستی در منطقه شان باشند. تلفنی آقایان را احضار کردیم
که تا فردا صبح خودشان را به تهران برسانند. البته ساعتها طول کشید تا این آقایان را پیدا کردیم. برنامه ی مجلس خبرگان را می ریختیم که یکباره فریاد شیون و زاری از داخل بیمارستان و اطراف بلند شد و مشخص شد که همه چیز تمام شده و هنوز برنامه ی ما ناقص است. مشکل جدی پیش آمده بود. اگر شب ساعت 10/20 دقیقه با این صدای شیون خبر رحلت امام بزرگوارمان موج وار به گوش مردم می رسید، چه اتفاقی ممکن بود با عدم آمادگی ما بیافتد، کار واقعا دشواری بود. یا بایستی همان لحظه اعلام می کردیم . این اعلام کردن ممکن بود عواقب ناگواری را در پی داشته باشد. یا باید صبر می کردیم تا فردا یا پس فردا تا ساعاتی را مهلت پیدا بکنیم برای برنامه ریزی و تشکیل مجلس خبرگان. دیگر خاموش کردن آن شیون کار آسانی نبود. آنهایی که آنجا جمع بودند از قبیل دکترها، خدمتکاران، اطرافیان ، علما و غیره با همه ی وجودشان داشتند فریاد می کشیدند و پیشنهاد سکوت به این آدمهایی که می سوختند کار آسانی نبود. و من رفتم و این مسئولیت را برعهده گرفتم و هر چه از آقایان و خود اهل حل و فصل می خواستیم که آرام بگیرند، جواب مثبتی نمی شنیدیم. نقطه ی جالب برای من این بود، من رفتم خدمت خانم های بیت امام که آنها نیز در گوشه ای مشغول شیون و گریه بودند. مساله را با آنها مطرح کردند و اولین کسانی که خاموش شدند آنها بودند. من گفتم به هر حال امام امت راضی نیستند که به محض اینکه ایشان نباشند جامعه ای که ساختند دچار مشکل شود و مصلحت اقتضا می کند که ما امشب را دندان روی جگر بگذاریم و صبر کنیم. فوق العاده من در آن خانواده احساس عظمت کردم. کسانی که بیش از همه متاثرند و آنها حق داشتند با همه ی وجودشان فریاد بزنند ، آنها گفتند که حرف درستی است و ما صبر می کنیم. وقتی آنها آرام گرفتند، بقیه دیگر نتوانستند آرام نگیرند و آرام گرفتند و بلافاصله بیرون بیت را نیز آرام کردند. و چون بیرونی ها هنوز چیزی از مساله نفهمیده بودند و نمی دانستند که چه اتفاقی افتاده است، به آنها گفتند برای شفای امام دعای توسل خوانده شود.
در ابتدا ما تصمیم گرفتیم که فردای آن روز را هم اعلام نکنیم تا اعضای مجلس خبرگان بیایند و رهبری را انتخاب و موضوع را پس فردا اعلام کنیم که اعضای خبرگان به شهرهایشان برگشته باشند. اما دوستان گفتند نه ؛ مردم حق زیادی دارند و بیش از چند ساعت نمی شود این مساله را از مردم مخفی نگه داریم . همه ی ما پذیرفتیم که این کار را انجام بدهیم که همان صبح (یکشنبه) این موضوع اعلام شد. …
مجلس خبرگان تشکیل شد، علما با سرعت آمدند و لابد آنها فهمیده بودند که مساله چیست. خواندن پیام و وصیتنامه ی امام، بسیاری از مسائل را برایمان حل کرد. البته این مضامینی که در وصیتنامه ی حضرت امام بود، ما بارها و بارها از زبان خود ایشان شنیده بودیم. اما تاثیرات این کلمات آن روز خیلی بیشتر از شنیدن های گذشته ی ما بود. هر جا فرصت پیدا می کردیم در موقع قرائت که گوش بدهیم، مثل پتک مغزمان را تکان می داد و قلبمان را نورانی می کرد. خواندن آن وصیتنامه اگر هیچ چیز دیگری نداشت، برای اینکه در حل مسائل کشور که صفا و حالت روانی سالمی در همه ایجاد کند تا تصمیم گیری عاقلانه و دور از هوا و هوس ها انجام بشود، نقش خودش را داشت و این خود ذخیره ی عظیمی است که به عنوان مهمترین سند تاریخی در انقلابمان خواهد ماند.
ما از عصر همان روز جلسه ی خبرگان را در مورد بحث درباره ی رهبری آغاز کردیم تا به نتیجه برسیم. من در اینجا به شما عزیزان عرض کنم به عنوان یک نفر که در آنجا کار می کردم، برایم روشن روشن است که هدایت های الهی و امدادهای غیبی ما را به این نقطه ی درست رسانده است. بنده خودم یقین دارم که چنین بوده است و لمس می کنم که اگر می شد از این چیزهای غیبی به نحوی فیلم برداشت، فیلم برمی داشتیم.

من نمی دانم با چه چشمی می شود اینها را دید، برای من اینطوری بود. آنچه که تابحال اتفاق افتاده و رهبری انتخاب شده، هیچ قراری از قبل درباره اش نبوده است، یعنی ما نه در شب قبلش، نه در روزهای قبلش، نه در پیش از ظهرش، نه در جلسه ی هیات رئیسه ی مجلس خبرگان هیچ جا به آن نتیجه نرسیده بودیم که رهبری بدین شکل باشد که الان انتخاب شده است. خود رهبر عزیزمان (آیت اله خامنه ای) هم که جز ما بود که بحث می کردیم، ایشان خودشان به این شکل رای ندادند. یک نظر این بود که شورایی باشد، که ما ها هم در مذاکرات قبلی مان نیز دوره ی موقتی را برای شورا در نظر گرفته بودیم تا ببینیم بعدا چه خواهد شد. حتی درباره ی اعضای شورا بحث شده بود که چه کسانی باشند، اگر روزی مذاکرات خبرگان منتشر شود، خواهید دید مذاکرات عمدتا روی شورا و اعضای شورا دور می زده است. جالب است که خود رهبر عزیزمان و بنده به شورا که ابتدا مطرح شد رای دادیم و به فرد رای ندادیم. چون نظر قبلی ماها این بود که برویم فعلا به طرف شورایی تا بعدا مسائلمان را حل کنیم. زمینه هایی وجود داشت که آن زمینه ها با آن صفایی که در جلسه حاکم بود، مساله را به اینجا رساند، که من این زمینه ها را برایتان توضیح می دهم. عمده زمینه ها را خود امام حل کردند، و من در اینجا نیز باید خاضعانه اعتراف کنم که آن حرکت های امام را در آن مقطعی که ایشان زمینه سازی می کردند، ما نمی فهمیدیم ایشان با همان رویه ای که داشتند، مایل نبودند بدعتی بگذارند که رهبر جانشین خودش را تعیین بکند، نمی خواستند این کار بشود و حق هم نیست. اما نظراتی داشتند که این نظراتشان را بگونه ای منتقل کردند و این حق هر انسانی است که وقتی چیزی را تشخیص داد، نظر خودش را به گونه ای بگوید. ایشان نظرات خودشان را بطور پراکنده به ما گفتند که یکی یکی توضیح خواهم داد.
بحث جدی من در این خطبه از اینجا شروع می شود. الان رادیوهای آمریکایی و انگلیسی و دیگران شروع کردند که شبهه ای در مردم ایجاد کنند و همین امروز هم این حرف را مطرح کرده اند. آنها گفتند ولایت فقیه که فلسفه ی اصلی حکومت ایران بود، دیگر تمام شده است . آنها می خواهند این حرف را در دهان افراد خاصی بیاندازند تا این حرف را بازگو کنند و در اینجا این توضیح اساسی را می دهم که ببینید چه دروغی مثل بقیه ی کارهایشان می گویند. این توضیح ثابت می کند که همان ولایت فقیه با محتوای دینی کاملا مطمئن و مورد اتفاق، الان جای خودش را گرفته که ما روی این بحث می کنیم.
یک نکته بود در قانون اساسی گذشته ی ما که می گفت از میان مراجع ذی صلاح یا کسانی که صلاحیت رهبری دارند، صلاحیت مرجعیت دارند. البته اینکه من «یا» می گویم، چون دو نظر در تفسیر آن است که آیا مرجعیت بالفعل برای رهبری لازم است یا کسانی که صلاحیت رهبری دارند. ما در انتخابات قبلی که قائم مقام رهبری را انتخاب کردیم، خبرگان رای دادند که منظور قانون آن کسی است که صلاحیت مرجعیت را داشته باشد، نه مقام مرجعیت کنونی را داشته باشد. چون در آن زمان قائم مقام رهبری مان مرجعیت نداشتند، ولی همه صلاحیت او را تائید کردند و روی آن رای دادیم. به هر حال به هر حال نظر خبرگان این بود، ولی صلاحیت مرجعیت در وی بود.
امام در مذاکرات خصوصی به ما گفته بودند که مرجعیت مصلحت نیست که در قانون اساسی باقی بماند، اما این نکته را اعلام نکرده بودند. فقط ماها می دانستیم که نظر ایشان این است. آخرین حرفی که به خود من زدند فرمودند که حال و هوای مرجعیت با حال و هوای رهبری یک نظام با این عرض و طول سازگار نیست و این، دو عالم است، اما این را شما قید نکنید، وقتی قرار شد قانون اساسی را اصلاح کنید، مطرح شود. این حرفها جزو حرفهای خصوصی بود که ایشان زدند و لابد به دیگران نیز در آن موقع گفته اند…
اینجا را بخوبی توجه کنید که نکته در اینجاست. من از ابتدا معتقد بودم و اصرار داشتم که شرط مرجعیت لازم نیست. (این اشاره به دوران بحث قانون اساسی است که اول مطرح بوده است که آیت الله اردبیلی هم آن را در جلسه ی ماقبل از این ماجراها به ما گفتند و قبلا از دیگران نشنیده بودم. ایشان اولین بار فرمودند که آن موقع امام مخالف بودند که قید مرجعیت را بگذاریم، ولی چون جلسه ی خبرگان می خواستند بگذارند، امام فرمودند بگذارید.چون دیدند رای آنها این است) و مجتهد عادل مورد تائید خبرگان محترم سراسر کشور کفایت می کند. یعنی آن تعبیری که ایشان از ما خواستند، مجتهد و عادل بود. ایشان خودشان توضیح دادند که این شخص چطور می تواند ولی فقیه باشد. اولا عرض کنم کلمه ی مجتهد با کلمه ی فقیه مترادف است. یک وقت آقایان عوامانه به شما بگویند دیگر ولی فقیه نیست. «ولی مجتهد» یعنی « ولی فقیه» و « ولی فقیه » هم یعنی « ولی مجتهد ». اصلا فقیه و مجتهد یکی است. مجتهد به معنایی که در فقه مجتهد باشد، البته مجتهد در همه ی علوم داریم، اما مجتهدی که فعلا ما بحث می کنیم، مجتهد در علوم دینی است.
اگر مردم به خبرگان رای دادند تا مجتهد عادلی را برای رهبر حکومتشان تعیین کنند، وقتی آنها هم فردی را تعیین کردند تا رهبری را بر عهده بگیرد، قهرا او مورد قبول مردم است. این یعنی بیعت، یعنی مردم به خبرگان رای دادند، خبرگان به مجتهد رای می دهند به نیابت از مردم و این یعنی بیعت مردم. همینطور که مردم از طریق مجلس به وزرا و دیگران رای می دهند. در اینصورت او ولی منتخب مردم می شود. کلمه ی « ولی » در اینجا به معنی مجتهد است. « ولی » هم در اینجا آمد حکمش نافذ است، یعنی مجتهدی که در راس قرار گرفت و مردم با او بیعت کردندو خبرگان رای دادند و در صورتی که شرایط اجتهاد و عدالت را داشته باشد، او هر حکمی بکند برای دیگران حتی برای فقها، اطاعت از آن واجب است. یعنی از این به بعد دیگر شبهه نکنند و به شما بگویند که پس مراجع چه کار بکنند؟ مراجع و مجتهدین دیگر هم واجب است اطاعت کنند. اگر رهبری که انتخاب کردیم حکمی داد، واجب الاطاعه است…



اگر بنا است نظام برگردد مثل نظام طاغوت بشود، مراجع مثل زمان طاغوت می شوند. بیش از آن برد ندارند. مراجع در رژیم طاغوت هستند، صداو سیما این جور و لب دریا آن جور می شود، مشروبفروشی ها آنطور می شود .ظلم و ستم رواج می یابد. مراجع هم بودند، مرجعی مثل حضرت آیت الله العظمی بروجردی را داشتیم که عظیم ترین قدرت روحانی تاریخ معاصر ما بودند. چه کار می توانستند بکنند در مقابل قدرت دولت؟ اصل مساله این است که ما توجه جدی را به رهبری بکنیم. مرجعیت باید خودش را با رهبری تابع بکند و حکم رهبری باید اعتبار داشته باشد در مسائلی که در کشور وجود دارد.
این مبنای کار خبرگان است که خبرگان با این نظر حضرت امام، قید مرجعیت را حذف کردند. در قانون اساسی صلاحیت مرجعیت حداقل بوده است.ما از آن صرفنظر کردیم. البته با این که صلاحیت مرجعیت به این معنایی که ما فکر می کنیم در مجتهدی که انتخاب کردیم هم هست، حالا این بحث جداگانه ای است، منتهی مقداری به زمان نیاز دارد تا بشود روی این مسائل بیشتر صحبت کرد.
این که همین اواخر امام فرمودند اصطلاح اجتهاد مصطلح در حوزه ها با آن اجتهادی که ما فعلا در اینجا در میدان عمل نیاز داریم با هم تفاوت دارند، این اشاره به همین نکته بود. شاید داشتند برای همین امروز زمینه سازی می کردند، چون حس می کردند بزودی باید یک کسی بیاید سمت ولایت فقیه را متکفل بشود که این مسائل را بفهمد. قدرت استنتاج هم یکنواخت نیست و درجات مختلفی دارد. ما از اینکه رهبری که انتخاب کردیم مجتهد باشد، یک ذره هم تردید نداریم. حالا من از زبان دیگران که رای دادند و خود من هم بعنوان یک شاهد خدمت شما باید عرض کنم، ما از حدود سال 38 یا 39 در درس ها و مباحثه ها خدمت ایشان بودیم و بسیاری از کسانی که امروز در بین ما آیت الله هستند – البته روی کلمه ی آیت الله توضیح خواهم داد – هیچکس حرف نمی زند و در اجتهادشان تردیدی ندارد. آن روزها در مباحثه ها، جناب آیت الله خامنه ای اگر از آنها سر نبود، پایین تر هم نبود. هم درسها را خیلی خوب می فهمیدند و هم خوب استنتاج می کردند و تا این اواخر هم ضمن اینکه مبارزه داشتند، کار فقهی و مطالعات و درس را فراموش نمی کردند و اجتهاد یک معنای دیگری پیش آورد، آن حرفی که امام زدند و من به این خطبه محول کردم، این است که وقتی مجتهد بخواهد در ابواب فقه اجتهاد بکند، احتیاج به یک سری اطلاعات و آشنایی ها دارد.
در بخشی از ابواب فقه کسانی که در حوزه ها هستند، دستشان بازتر است و قوی ترند. اما در بخشی از ابواب فقه مجتهدینی که در امور اجرایی هستند، زودتر می توانند تصمیم بگیرند.
بنابراین حالا که صحبت از اجتهاد شد، آن کسی که در مسائل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاست خارجی و در کارهای اساسی نظام بیشتر تبحر دارد آیا مقدم است یا کسی که در حوزه است، سوادش هم یا مساوی یا بیشتر است، ولی با این ابواب آشنا نیست؟ تحقیقا عقل آدمی حکم می کند که اینجا یک نوع تقدمی برای فرد متبحر وجود دارد.
و اما روی مصداق، ما اینگونه اجتهاد را بنده نظر خودم را می گویم، نمی دانم بقیه ی اعضای خبرگان با همین تحلیل من رای داده باشند، شاید آنها دلیل دیگری برای خودشان دارند. اما در مورد مصداق، امام راهنمایی هایشان را در این مدت کرده بودند و بعد از این حادثه جمع بندی کردیم. دیدیم امام همه چیز را به ما گفته اند که من حالا یکی یکی عرض می کنم.
در مورد برادر عزیز و رهبر بزرگوار جدیدمان، ما در مساله ی قائم مقام رهبری که آن موقع با امام بحث داشتیم، عقل ما نمی کشید و نمی توانستیم تصمیم امام را تحمل کنیم. مکرر رفتیم و با ایشان بحث کردیم. در یک جلسه که سران سه قوه، آیت الله اردبیلی، بنده، آقای نخست وزیر و حاج احمدآقا بودیم و رهبر فعلی مان هم بودند بحث شد، حرف ما با امام این بود که اگر این قضیه اتفاق بیافتد، ما بعدا با این قانون اساسی مشکل داریم و ممکن است خلا رهبری پیش بیاید. ایشان فرمودند خلا رهبری پیش نمی آید، شما آدم دارید. گفتیم چه کسی؟ ایشان گفتند همین آقای خامنه ای.
این موضوع مربوط به چند ماه قبل است. بعد از آن جلسه خود آقای خامنه ای از ما خواستند که ما این را در جایی نگوییم. ایشان اصرار کردند و گفتند من خواهش می کنم این مساله را در بیرون نگویید، چون به من مربوط می شود و ما هم حفاظت کردیم و هیچ کجا نقل نکردیم و این قضیه گذشت.
این اواخر دوباره بحث شد. یک روز من بطور خصوصی خدمت حضرت امام رفتم، یک مقدار روی من بازتر بود که بحث ها را یک مقدار بی پرده تر در مورد قائم مقام رهبری و مشکلاتی که پیدا می شود، انجام بدهم. باز ایشان صریحا به من گفتند که شما در بن بست نخواهید بود و چنین فردی در بین شما هست. چرا خودتان نمی دانید؟ این هم آنجا اتفاق افتاد. آن تکه ای هم که از حاج احمدآقا نقل کردند که وقتی ایشان در سفر کرده بودند، امام از تلویزیون آن منظره ای که ایشان در کره با آن مردم و سخنرانی ها و مذاکراتشان داشتند می دیدند برایشان جاذب بود و گفته بودند الحق ایشان شایستگی رهبری دارد.
این سه بار را ما شنیدیم. تعبیر کلمه ی « برادر » که ایشان مدتها پیش در یک مناسبتی این را فرمودند بی معنا نبود که ایشان یک دفعه در نامه ای بنویسند « برادر » . یک مجموعه ای از این قبیل چیزها که در ذهن ما آمد، برای ما تائید می کرد که حداقل بعنوان یک مصداق، امام ایشان را شایسته ی این کار می دانستند. این به ما در رسیدن به مصداق خیلی کمک کرد.

****************************************************************
بازخوانی تاریخی امروزمان، ناگزیر قدری طولانی تر شده است. اما به گمانم این تفصیل اجتناب ناپذیر بوده است. سخنان هاشمی رفسنجانی در گذر سالها، از سه منظر قابل ارزیابی است. نخست آنکه چگونه قانون اساسی مستقر با استناد به توصیه های خصوصی آیت الله خمینی کنار گذاشته می شود و با توجیهاتی عجیب، اشاره به مرجعیت ولی فقیه در اصل 107 و 109 قانون اساسی نادیده گرفته می شود.
دیگر آنکه با وجود اعلام قبلی، هاشمی هیچ توضیحی درباره ی آیت الله شدن ناگهانی رهبری جدید نمی دهد و معلوم نمی شود که رابطه ی اثبات اجتهاد رهبر جدید با آیت الله شدن او چیست؟
و نکته ی سوم آنکه همه چیز در بررسی مصداق موجود، به گفته ها و شنیده های خصوصی سران نظام محدود می شود. مواردی که به اعتراف هاشمی، در رای دیگر اعضای مجلس خبرگان می توانسته تاثیر مستقیمی داشته باشد.
از همین رو، بازخوانی تاریخی امروز ما، ناگزیر ناتمام خواهد ماند تا آنکه روزی این پرسشها از تیرگی به درآیند!

منبع:

دورجدیدتحریمها

فروزش حقیقت روشنگرشبهایتان
دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران

تداوم بازداشت فعالان سیاسی و مدنی آذربایجان، در آستانه چهارمین سالگرد اعتراضات
اطلاعیه مطبوعاتی
در نخستین روزهای خردادماه و در آستانه چهارمین سالگرد اعتراضات مردمی به انتشار کاریکاتور موهن در روزنامه ایران که موجب جریحه دار شدن احساسات هموطنان آذربایجانی شد، فعالان بسیاری بازداشت شده اند و یا در زندان به سر می برند، در این رابطه در طی دو هفته نخست این ماه دست کم ۳۲ تن از فعالین سیاسی و مدنی آذربایجان به نام های دکتر علیرضا عبداللهی، دکتر لطیف حسنی، مهندس مصطفی جمشیدی، مهندس حافظ سردارپور، مهندس شهرام رادمهر،اکبر آزاد، حمیده فرج زاده، مهناز کریمی، عباس لسانی، عسگر اکبرزاده، رامین جباری، آیت مهرعلی بیگلو، نادر عزیری، مهدی زینالی، محمد فرجیان، سیامک میرزایی، آیدین خواجه ای، رضا عبدی، علیرضا حسین زاده، مسعود حسین زاده، هادی اکبری، علیرضا لشکری، ولی آذریون، کریم فتحی پور، بهمن نصیرزاده، احمد آقایی، بهبود قلیزاده، داریوش عندلیبیان، بابک آکسون، سجاد عزیزی، ستار برازش و یوسف سودبر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند که از این افراد کماکان ۱۴ تن بدون ایراد اتهام مشخصی دربند هستند‫.‬

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران با یادآوری حقوق پایمال شده اقلیت های ملی-قومی در ایران، اعتقاد دارد این بازداشت ها که از میان فعالان برجسته جامعه فعالان آذربايجاني ايران است، برخلاف موازین قانونی و مقاوله نامه های حقوق بشری صورت گرفته، مجموعه باور دارد این بازداشت ها که عمدتاْ توسط نیروهای شبه نظامی و امنیتی و در مواردی همراه با خشونت صورت گرفته، در یک الگوی رفتاری فراقانونی برای جلوگیری از برگزاری سالگرد اعتراضات مردمی در خصوص واقعه مورد اشاره بوده است.در این رابطه یقین است حق آزادی اندیشه و بیان، تجمعات مسالمت آمیز، حقوق اقلیتهای قومی-ملی (به خصوص اصل ۱۹ قانون اساسی)‪ بدیهی ترین حقوق انسانی است که از این شهروندان سلب شده است، مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ضمن محکوم کردن چنین رویه ای که حداقل حقوق انسانی و مدنی تعریف شده را هدف قرار می دهد، با یادآوری تعهدات دولت ایران با تکیه بر مقاوله نامه و معاهدات حقوق بشری مربوطه، آزادی بی قید و شرط تمامی بازداشت شدگان آذرباییجانی، پایان یافتن روند سرکوب و برخوردهای فراقانونی با فعالان ‬سیاسی و ملی گرای آذربایجان را خواستار است. این مجموعه همچنین از تحت تعقیب قرار گرفتن عناصر دخیل در چنین رویه ای خصوصا قتل تعداد زیادی از شهروندان معترض در سال ۸۵ در دادگاههای ذیصلاح داخلی و بین المللی استقبال می کند.
بعنوان پیشینه لازم به توضیح است در خردادماه سال 85 و اندکی پس از چاپ کاریکاتوری موهن در روزنامه ایران و بالاگرفتن اعتراضات مردمی در مناطق آذرباییجان، نیروهای امنیتی با شلیک گلوله ی مستقیم دست به کشتار مردم بی دفاع زدند. عسگر قاسمی، همت اسم زاده، حسین فتحی پور، محمد علی جنت نیا، توحید آذریون، بهزاد صبوحی نژاد، رضا میرآقاپور درویش، فرزاد اسد پور، ایواز سیاحی و جلیل عابدی از قربانیان شناسایی شده این اعتراضات بودند، قتل هایی که هیچگاه مسببین آنها معرفی و یا از سوی دستگاه قضایی تحت تعقیب قرار نگرفتند، بسیاری از فعالان سیاسی و مدنی آذرباییجانی این روز را بعنوان یک سرفصل در مبارزات هویت طلبانه خود می شناسند و بدین منظور همواره سالگرد این اعتراضات با بازداشت و برخوردهای گسترده با فعالان آذربایجانی همراه بوده است.

چهارشنبه - ۱۹ خردادماه ۱۳۸۹
سپاه وتحریمهای جدید

سپاه پاسداران در کانون تحریم‌ های جدید شورای امنیت

---------------------------------------------------------------------------

ناظران سیاسی بر این باورند، که تصویب تحریم‌ها در شورای امنیت راه برای تحریم‌های شدیدتر از سوی اتحادیه اروپا و آمریکا باز می‌کند. به گفته دیپلمات‌های غربی تحریم‌ها با رای بالایی در شورای امنیت تصویب خواهد شد.
***



رادیو آلمان: نام بیش از ۴۰ شرکت ایرانی در فهرست تحریم‌های کنونی ذکر شده است. شرکت‌های وابسته به سپاه پاسدران، بانک‌‌ها،‌ صنایع نظامی و برخی خطوط کشتیرانی جمهوری اسلامی هدف تحریم‌ها در قطعنامه چهارم شورای امنیت به شمار می‌آیند.

کلود هلر، رئیس دوره‌ای شورای امنیت از مکزیک تایید کرد که شورای امنیت سازمان ملل در ساعت ۱۰ صبح امروز چهارشنبه (۹ ژوئن) به وقت نیویورک قطعنامه‌ی چهارمی را علیه جمهوری اسلامی به رای خواهد گذاشت. این قطعنامه دربرگیرنده تحریم‌های جدیدی علیه ایران خواهد بود.

هیلاری کلینتون، وزیر امورخارجه آمریکا در خلال دیدار خود از اکوادور گفت: « تحریم‌های جدید بی‌سابقه و مهم هستند». کلینتون وحدت جامعه‌جهانی در قبال برنامه اتمی ایران را موضوعی مهم خواند.

در مقابل احمدی‌نژاد در روز سه‌شنبه (۸ ژوئن) در استانبول اظهار داشت، اگر پیش‌نویس قطعنامه علیه ایران در شورای امنیت به تصویب رسد، ایران به هیچ‌عنوان با گفت‌وگو در خصوص برنامه هسته‌ای خود موافقت نخواهد کرد.

مقامات ایران تصویب قطعنامه‌ی جدید را به مثابه نادیده انگاشتن تفاهم‌نامه‌ی سه جانبه تهران تلقی می‌کنند. احمدی‌نژاد در نشست مطبوعاتی خود در استانبول گفت: «من گفته‌ام که دولت آمریکا و هم‌پیمانان این کشور در اشتباه هستند اگر فکر می‌کنند که می‌توانند چوب قطعنامه را به نمایش در آورند و سپس بنیشنند و با ما وارد مذاکره شوند. چنین چیزی هرگز رخ نخواهد داد.»

محمد خزاعی، سفیر دائم جمهوری اسلامی در سازمان ملل گفت: «متاسفانه باید بگویم که از نظر ملت و دولت جمهوری اسلامی ایران این اقدام عجولانه راه تعامل را از مسیر طبیعی خود منحرف کرده و نشان دهنده آن است که طرف‌های متقابل راه تقابل را برگزیده‌اند، که در این صورت جمهوری اسلامی ایران راهی جز برخورد مناسب با راه دوم را نخواهد داشت.»

ناظران سیاسی بر این باورند، که تصویب تحریم‌ها در شورای امنیت راه برای تحریم‌های شدیدتر از سوی اتحادیه اروپا و آمریکا باز می‌کند. به گفته دیپلمات‌های غربی تحریم‌ها با رای بالایی در شورای امنیت تصویب خواهد شد. هنوز روشن نیست که سه کشور برزیل، ترکیه و لبنان با چه رایی (ممتنع و یا مخالف) در تصمیم‌گیری شورای امنیت شرکت خواهند جست.


سپاه پاسداران در کانون تحریم‌های جدید

بیش از همه شرکت‌ها، بانک‌ها و افرادی مورد تحریم‌قرار خواهند گرفت که به نحوی با برنامه هسته‌ای و موشکی ایران در ارتباط هستند.

در پیش‌نویس قطعنامه نام بیش از ۴۰ شرکت ایرانی ذکر شده است. فردی به نام جواد رحیقی نیز به علت ارتباط با برنامه اتمی ایران در فهرست کنونی شرکت‌ها و افراد تحریمی قرار دارد. ظاهراَ گفت‌وگو و رایزنی درباره افزودن نام افراد و شرکت‌های دیگر همچنان ادامه دارد.

"قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا" و موسسات وابسته به آن نظیر "مکین"، "فاطر" و "رهاب" از جمله شرکت‌های سپاه پاسداران به شمار می‌آیند، که بر روی فهرست تحریم‌های احتمالی قرار دارند. هنوز بدرستی روشن نیست که تا چه اندازه نسخه نهایی تحریم‌ها با پیش‌نویس کنونی منطبق است.

نام موسساتی نظیر "مجتمع صنعتی امین"، "صنایع تسلیحاتی"، "صنایع شهید خرازی"و "صنایع شهید ستاری" نیز بر روی فهرست کنونی دیده می‌شود.

قطعنامه همچنین اجازه کنترل تمام محموله‌هایی دریایی و هوایی به ایران را در نظر گرفته است. در صورت تصویب تحریم‌‌ها، کشورهای جهان مجاز به بازرسی محموله‌ی کشتی‌ و هواپیماهای ترابری به ایران خواهند بود. توقیف و ضبط کالاهای مشکوک اتمی برای ایران از این پس مجوزی قانونی خواهد داشت.

فعالیت صنایع اتمی ایران در خارج نظیر استخراج اورانیوم و یا شرکت در تاسیسات اتمی دیگر کشورها، بر طبق قطعنامه جدید ممنوع اعلام شده است.


تحریم تسلیحات و فنآوری موشکی

تحریم فنآوری موشکی و معاملات تسلیحاتی یکی دیگر از موارد مهم تحریم‌ها به شمار می‌آید. قطعنامه انتقال موشک و یا تجهیزات مربوط به آن را منع کرده است.

توقف ساخت و آزمایش موشک‌های بالیستیکی در ایران هدف تحریم‌های جدید تلقی می‌شود. کشورهای جهان مجاز به ارسال مستقیم و یا غیرمستقیم قطعات و تکنولوژی موشکی به ایران نیستند.

فروش تسلیحات سنگین از جمله خودروهای زرهی، تانک، هواپیما و هلی‌کوپترهای جنگی و ناوهای رزمی به جمهوری اسلامی بر طبق تحریم‌های جدید مجاز نیست. البته این موارد پیشتر در قطعنامه‌های گذشته شورای امنیت نیز منظور شده بودند، اما در پیش‌نویس قطعنامه فعلی گسترش بیشتری یافته‌اند
کمک ایران به غزه
خبرگزاری حکومتی مهر: جمعیت هلال احمر با یک کشتی سه هزار تنی محموله کمکهای مردمی را به غزه اعزام می کند.

جمعیت هلال احمر اعلام کرد این کشتی با گنجایش سه هزار تن حمل کالا، طی روزهای آتی اقلام دارویی، بهداشتی و غذایی را همراه با گروه پزشکی و رسانه ای به غزه می فرستد.

بنا بر اعلام هلال احمر، مردم تا زمان حرکت کشتی حامل کمکهای بشردوستانه به سوی غزه، می توانند کمکهای نقدی خود را به پایگاههای جمعیت هلال احمر در سراسر کشور یا شماره حسابهای ریالی 99999 و شماره حساب ارزی 702070 بانک ملی شعبه مرکزی کد 160 واریز کنند.

پس از حرکت کشتی حامل کمکهای مردمی به سوی غزه، جمعیت هلال احمر آمادگی اعزام کشتی دیگری حامل نیروهای مردمی و داوطلب امدادرسان به غزه را دارد.

شنبه ۵ ژوئن ۲۰۱۰

معاهده اتمی


فروزش حقیقت روشنگرشبهایتان

معاهده اتمی که اخیرا ما بین ایران، برزیل و ترکیه در تهران به امضاء رسید موجی از تحلیلها و انتقادات را طی چند روز گذشته در محافل سیاسی ایران و جهان برانگیخت. بر اساس این معاهده ، ایران ۱۲۰۰ کیلوگرم اورانیم غنی شده با غلظت پایین به ترکیه تحویل میدهد تا به ازای آن ۱۲۰ کیلوگرم اورانیم با غنای ۲۰% از فرانسه دریافت نماید - اورانیومی که صرفا جهت استفاده در راکتور تحقیقاتی تهران کاربرد دارد که مرکزیست برای تولید ایزوتوپهای پزشکی به منظور درمان انواع سرطان.

معاهده مزبور در نگاه اول معامله ای مناسب به نظر میرسد که شاید بتواند از تصویب تحریمهای آتی سازمان ملل بر علیه ایران جلوگیری کند اما ظاهراً این معاهده بیش ازآنکه پاسخگوی پرسشهای موجود پیرامون برنامه های اتمی ایران باشد بر ابهامات آن افزوده است. بطور مثال ، چرا آمریکا و دیگر اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل ، از جمله روسیه ، واکنشی منفی به این معاهده نشان دادند؟ به چه دلیل چین به فوریت موافقت خود را با متن پیشنهادی تحریمهای جدید سازمان ملل بر علیه ایران اعلام کرد ؟ اصولا چه لزومی داشت که ما در این شرایط بر سر همان معامله ایی به توافق برسیم که �!
�سخه مشابهش هفت ماه پیش توسط گروه ۱+۵ عیناً به ما پیشنهاد شده بود ولی به بهانه مغایرت با منافع ملی از پذیرش آن سر باز زده بودیم. روزنامه محافظه کار جمهوری اسلامی این معاهده را "نه یک پیروزی بلکه یک عقب نشینی آشکار ازمواضع پیشین ایران" توصیف میکند.

پاسخ به این ابهامات و تردیدها را باید در عدم اعتمادی عمیق و ریشه دار میان طرفین دعوا جست. آیا میتوان چنین فرض کرد که رهبران ما با این معاهده موافقت کرده اند زیرا برزیل و ترکیه را قابل اعتماد تر از روسیه ای دانسته اند که ابتدا قرار بود اورانیم کم غنی شده ایران را دریافت کند ؟ در مورد آمریکا وضعیت قدری متفاوت است و کاملاً قابل درک است که ایران تلاش دارد با گشودن پای ترکیه و برزیل به مقوله مذاکرات هسته ایی ، موازنه ایی در مقابل ایالات متحده آمریکا ایجاد کند - که از روز نخست انقلاب موضعی خصمانه نسبت به حکومت ایران داشته است. اما حقیقت آنست که ما نیز !
با اتخاذ تصمیمات افراطی و نسنجیده شرایط را برای خود پیچیده تر کرده ایم.

پیشنهاد اولیه معامله اورانیوم قرار بود که ابزاری جهت اعتماد سازی باشد و اطمینان و اعتماد غرب را جلب کند. حجم پیشنهادی برای اورانیم کم غنی شده به دقت و به عمد ۱۲۰۰ کیلوگرم تعیین شده بود چرا که به لحاظ فنی دقیقاً همین مقدار اورانیوم (چناچه به غنای بیشتر برسد) برای ساخت یک کلاهک اتمی کفایت میکند. هفت ماه پیش مسئله فقط بر سر مقدار و میزان اورانیوم کم غنی شده بود. آنروز این امکان برای ما فراهم بود تا با قبول پیشنهاد تبادل اورانیوم ، جامعه جهانی را نسبت به برنامه های اتمی خود مطمئن سازیم و به دنیا ثابت کنیم که در پی دستیابی به بمب هسته ایی نیستیم. متا�!
�فانه ما نه تنها فرصتی مناسب را از کف دادیم بلکه در خلال هفت ماه گذشته همچنان به غنی سازی ادامه دادیم و اکنون به نظر میرسد که دو برابر هفت ماه گذشته اورانیوم کم غنی شده در اختیار داریم و به همین دلیل حتی با ارسال ۱۲۰۰ کیلوگرم از ذخیره اورانیوم خود به ترکیه یا هر کشور دیگری ، قادر به رفع نگرانی غرب و ایجاد اعتماد متقابل نخواهیم بود ؛ چرا که از نگاه غرب ، ما هنوز قادریم بمب اتمی تولید کنیم.

تاسف بار تر آنکه دولت ما با اعلام تهدید آمیز خود نسبت به غنی سازی اورانیوم تا سقف ۲۰% به موج تازه ای از نگرانی ها دامن زد. شاید در شرایطی که فرانسه پیشاپیش آمادگی خود را برای تامین سوخت مورد نیاز راکتور تحقیقاتی تهران ابراز داشته است احتمال جامه عمل پوشاندن به این تهدید و تداوم غنی سازی به میزان ۲۰% از سوی ایران قدری عجیب و دور از ذهن بیاید. بعلاوه ، گفته می شود که بر خلاف فرانسه ، ایران اصولاً تکنولوژی تبدیل اورانیوم ۲۰% غنی شده به میله های سوخت جهت استفاده در راکتور تحقیقاتی تهران را در اختیار ندارد. بنابرین طبیعی است که کشورهای ۱+۵ اصرار ایران !
برای ادامه غنی سازی تا سطح ۲۰% را تلاشی برای نزدیک شدن به تولید بمب اتمی تلقی کنند.

احمدی نژاد در مصاحبه ایی با برنامه "صبح بخیر آمریکا" در تاریخ ۱۵ اردیبهشت (ر.ک. وبسایت abc news) در نیویورک ، به اعلام دولت امریکا مبنی بر در اختیار داشتن ۵۰۰۰ کلاهک هسته ایی اشاره کرد. دست گذاشتن بر چنین نکته ایی به روشنی بیانگر یکی از عمده ترین دلایل عدم اعتماد ایران نسبت به آمریکاست. وی در ادامه گفت: "آیا ۵۰۰۰ بمب هسته ایی خطرناک تر است یا کشوری که احتمال دارد به یک بمب اتمی دست یابد" ؟ احتمالاً اگر من یک شهروند امریکایی بودم ممکن بود این گفته رئیس جمهور ایران را نوعی تصدیق ضمنی و تصادفی از قصد واقعی ایران برای دستیابی به بمب اتم تلقی کنم. لذا اگر هدف!
جلب اعتماد دیگران باشد ، شایسته است که همه ما در گفتار و کردار خود جانب احتیاط را رعایت کنیم. در حال حاضر ، دولت ما از این مهم غفلت می ورزد.

احمد طباطبایی
هشتم خرداد ماه هشتاد و نه

جمعه ۴ ژوئن ۲۰۱۰

جلوگیری از سخنرانی سیدحسن خمینی


فروزش حقیقت روشنگرشبهایتان
هواداران دولت به حسن خمینی، نوه آیت‌الله خمینی، بنیانگزار جمهوری اسلامی اجازه سخنرانی در مراسم سالگرد درگذشت پدربزرگش را ندادند. در گزارش زنده‌ای که از تلویزیون دولتی ایران پخش شد، شماری از شرکت‌کنندگان در نماز جمعه با دادن شعارهایی علیه مخالفان دولت مانع از سخنرانی حسن خمینی در آرامگاه آیت‌الله خمینی شدند.

شعارهایی همچون «مرگ بر موسوی» و «نواده روح الله؛ سید حسن نصر الله» بدون وقفه از سوی طرفداران دولت به گوش می‌رسید.



حسن خمینی با بیان اینکه هنوز بیست سال از درگذشت آیت‌الله خمینی نگذشته‌است، از شعاردهندگان خواست که اجازه دهند سخنانش را به پایان برساند.

وی چندین بار از افرادی که به صورت پیاپی شعارهای «ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند» و «مرگ بر ضد ولایت فقیه» می‌دانند خواست که در زمان سخنرانی آیت‌الله خامنه‌ای اظهار احساسات کنند.

خبرگزاری فارس در گزارشی دلیل شعارهای پیاپی در هنگام سخنرانی حسن خمینی را «سکوت وی در فتنه‌های اخیر در برابر اقدامات فتنه‌گران در مقابله با آرمان‌های امام» عنوان کرد.

تارنمای جنبش راه سبز (جرس)، روز گذشته از فشار برخی مقامات ارشد نظامی و شبه نظامی به خانواده آیت‌الله خمینی برای کنترل مراسم سالگرد بنیان‌گزار جمهوری اسلامی ایران خبر داده‌ بود.

این مراسم که هر سال از ۱۳ تا ۱۵ خرداد در آرامگاه آیت‌الله خمینی برگزار می‌شد، امسال به یک روز کاهش پیدا کرده‌ است.

در پی رخدادهای سال گذشته در ایران، مراسم شب‌های قدر و ایام محرم در آرامگاه آیت‌الله خمینی لغو شد. حسن خمینی، نواده آیت‌الله خمینی روابط نزدیکی با نیروهای اصلاح‌طلب دارد و از شرکت در مراسم تنفیذ محمود احمدی‌نژاد نیز خودداری کرده بود

 
جنبش راه سبز